امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

دیدار با خانواده کیاراد جون

95-5-27  بعد از ظهر شنبه یعنی 23 مرداد 95 پیامی از دوست عزیزم مامان کیاراد جون دریافت کردم که تبریزن و اگه وقت داریم همدیگرو ببینیم..   خیلی خیلی خوشحال شدم... آخه خیلی وقت بود که دورادور با هم حرف میزدیم و .. باورش برام خیلی سخت بود دوستای گلمون از بندر عباس.. الان تو شهر ما بودن... بالاخره با هم قرار گذاشتیم و همدیگرو دیدیم.. پسر گلم کلی تو خونه ذوق داشتی و هی میپرسیدی پس کی میان؟؟ قرارو بیرون گذاشیم و شما اولش کمی خجالت می کشیدی ولی بعدش بهتر شد.1 هدیه ی کوچولو برای کیاراد جونم خریده بودیم که بردی بهش دادی و بعد یکم با فاصله ایستادی..ولی وقتی دوستت اومد تو ماشین پیشمون..کلی با هم جور شدین.. بابایی و عم...
27 مرداد 1395

آتشنشان

95-5-6 گل مامان مدتی میشه که شغل آینده تو انتخاب کردی ..الان هر کسی ازت بپرسه بزرگ شدنی میخوای چیکاره بشی..میگی Fireman..جون دلم عزیزکم هر چند که شغل پر خطریه ولی فعلا انتخابش کردی..  پسرکم کلا و در همه حال هم در حال کمک و امداد و نجاتی... با ماشین آتشنشانیت و هلی کوپترت البته.. بیشتر هم حیوانات بالای درخت(مثلا) گیر می کنن و اونوقت من باید زنگ بزنم و از شما کمک بخوام..  نازنین پسرم امیدئارم که به همه آرزوهای قشنگت برسی و تو همه مراحل زندگیت موفق باشی..و از زندگیت راضی و توش شاد باشی همیشه..  ...
6 مرداد 1395

سلمونییییییییییییییییی

94-12-27 پسرکم بالاخره طلسم شکست و گل مامان به همراه بابا و مامان رفت سلمونی وموهاشو کوتاه کرد.......در تاریخ 21 اسفند 94... اینم عکسای قبل و بعد.. و سپس......... البته که موهای جلوت چتریه..اینجا آقای ارایشگر مدل داده مثلا که متفاوت بشی...... خدارو شکر اولین تجربه ات از سلمنی عالی شد. ایشالله ارایشگاه دومادیت گلممممممم... ...
27 اسفند 1394

چتر پسرم

94-9-7 پسرم کلی عاشق چتری..مامان 1 چتر داشتم مال بچگیام که برام خاطرات خوبی داشت.. حدود 2 سال پیش تو باهاش کلی بازی کردی و آخر سرم شکوندی...و مدام میگفتی چتر بخریم  برام. و من با اینکه فکر میکردم که بازم بشکونی بهت قول دادم بارون که بباره بخرم برات و... تا اینکه 1 روز بارونی که از قضا تعطیل رسمی هم بود سوار ماشین بودیم و قرار بود منو بذارین مراسم و شما با بابایی برین که یهو گفتی "امروز برام چتر میخرین؟؟ آخه بارون می باره!!" و من یاد قولم افتادم و از اینکه نشد همون روز به عهدم وفا کنم ناراحت شدم ولی 1 روز باهم رفتیم و برات به انتخاب خودت این چتر خوشگلو خریدیم...مبارکت باشه پسرم... پاییز 94...
7 آذر 1394

عکاس کوچولو

93-11-4 چند روز پیش داشتیم تو دوربین عکساتو میدیدیم... که گفتی مامان ازم عکس بگیر... گوش شیطون کر شما این روزها به عکس و فیلم علاقه مند شدی و دیگه برای گرفتن عکس ازت اذیت نمی شم... گاهی هم اونقدر زیاد فیلم های خودتو تو گوشی نگاه می کنی که من و بابایی به شوخی بهت میگیم خودشیفته!!   خلاصه 1 چند تایی ازت عکس گرفتم و بعد دکمه ایرو که برای گرفتن عکس میزنیم نشونت دادم و از همون لحظه عکاسی حرفه ای شما آغاز شد و افتخار اولین سوژه شما بودن هم نصیب مامان شد..کلی عکس بامزه ازم گرفتی.. این هم چند نمونه از اولین عکس هایی که انداختی:           دستت درد نکنه هنر م...
4 بهمن 1393

اولین مروارید گل پسرم

      دندون دندون آی دندون   دندون اول اومد  پسرم اولین دندونشو 4 شهریور ماه درست وقتی 5ماهه و 10 روزه بود درآورده بود. خونه باباجونی بودیم که مامان متوجه 1 تیزی لطیف تو ردیف پایین دهنت شدم و فهمیدم دندون کوچولوت داره میاد. مامان 1 جیغ کوچولوی شاد کشیدم و باباییرو هم مطلع کردم. چون کس دیگه ای هم نبود -خاله جون ها رفته بودن قم- تا اومدن باباجونی صبر کردیم و وقتی اومد مامان خبرشو دادم و باباجون هم تبریک گفت. ولی پسرم خوشحال تر از همه من بودم آخه تو که نمیدونی دیدن مراحل رشد و به اصطلاح قد کشیدن بچه چه لذتی داره! 20 روز بعد هم برات دندونی پختیم که چن تایی عکس ازش میذارم         &...
26 اسفند 1392